«غروب علقمه» چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
مناسبتها - امام حسین علیه السلام
سه شنبه, 18 بهمن 1390 ساعت 16:47

«غروب علقمه»


آنگاه که کاسه¬های عطش طفلان.
از آب لبریز گردید.
به جای آنکه رهسپار لبهای خشک اطفال آفتاب گردند،
راه علقمه در پیش گرفتند.
آب زلال علقمه در لرزش دستان کودکان،
به آن رود غم انگیز باز می¬گشت.
چرا؟
مگر سوز عطش سینه¬های نازکشان را نسوزانده.
پس چرا آب را نخوردند؟
این کدام داغ است که جگرهاشان را از عطش بیشتر می¬سوزاند.
این کدام سوزش غریب است،
که با کاسه¬های آب طفلان، خاموش می¬شود.
شاید علقمه تشنه است.
تشنه و سوختة جرعه¬ای که در حسرت نوشیدن باقی ماند.
سوختة مشک روسیاهی که نا¬بهنگام دریده گشت.
داغ از آبرویی که بر زمین ریخته شد.
و اینک حسرتی کودکانه.
همچون آتشِ خیمه¬گاهان، سینة نازک شمشادها را می¬سوزاند.
کاسه¬های آب به سوی ماهِ خفته در کنار رود، روان است.
گویای حسرتی ابدی و داغی همیشگی.
علقمه هم در حسرت فرو رفته است.
حسرت از شق القمری خونین در کنار خویش.
از سیاه بختی عمود آهن.
از پاره پاره گشتن ماهتاب.
و خمیدن آفتاب.
از چکیدن آخرین قطرات خون احساس بر زمین.
آری علقمه رود حسرت است.
آب گل آلودش مقتل عطش است.

کاری از : کلوپ نویسندگی

ارسال نظر

نام *
ایمیل
کد امنیتی   
ارسال

اخبار جدیدتر:
اخبار قدیمی تر:

 

ابزار کاربران

Free Page Rank Tool

شماره تماس : 77632007

طراحی سایت : پویان رایانه

بهترین حالت نمایش: مرورگر فایرفاکس